چطوری لاغر بشم؟
این سوالیه که احتمالا همه آدمهای روی کره زمین حداقل یکبار باهاش مواجه میشن؛ حالا یه سری از آدمها که مدت طولانی اضافه وزن دارن یا چاق هستند یا همش وزنشون در نوسان خیلی بیشتر باهاش درگیرن
همه دوست دارن یه قرص جادویی پیدا کنن و روزی یدونه بندازن بالا و لاغر بشن ولی خب هنوز به لحاظ علمی همچین معجزه ای امکان پذیر نیست و تنها راه رسیدن به وزن ایده آل رعایت یک رژیم غذایی و برنامه ورزشی مستمر هستش. راه سختیه و احتیاج به اراده و پشتکار داره ولی امروزه همه میدونیم اگه بتونیم طبق میزان و اصولی غذا بخوریم و ورزش کنیم حتما وزن کم خواهیم کرد.
امروز میخوام برای اونایی که سالهاست رژیم میگیرن و سعی میکنن برای لاغر شدن ولی نتیجه نمیگیرن چند تا نکته بگم، چیزهایی که شاید همه بدونید ولی بهش توجه نکنید
در راه رسیدن به وزن ایده آل جدای از داشتن یک برنامه غذایی و ورزشی درست توجه به این سه تا نکته بسیار موثره " استمرار" ؛ "کلی نگری" ؛ " هدف گذاری"
حالا براتون یه داستان میگم و هر سه تا رو تو دل این قصه توضیح میدم
یه آدمی بوده هی پرخوری میکرده، به تغذیه اش توجه نداشته، صبحانه نون و پنیر و چایی شیرین میخورده در مقیاس زیاد، بعد صبحونه یه پفک میخورده، ناهار یه دیس ماکارانی چرب با سالاد و مایونز فراوون،غروبا که دلش میگرفته با یک لیوان چای و یه بسته بیسکوییت دلشو وا میکرده ولی طفلک شبا رعایت میکرده ها شام نمیخورده به جاش چهار پنج تا میوه ناقابل میزاشته تو سینه و جای شام میخورده ولی از اونجایی که 11 شب گرسنه اش میشده و شامم نخورده بوده دلش برای اینهمه غریبی خودش میسوخته و یک کاسه بستنی میخورده حالا چند سالی اینطوری گذشته و این آدم قصه ما 30 کیلو چاق شده، شکمش آویزون شده، بازوهاو کپلاش گنده شده، روناش بیریخت شده و
میخواد شروع کنه و لاغر بشه به همون دلایلی که میدونید ولی یک مساله ای خیلی آزارش میده! چطور 30 کیلو لاغر بشم خدایا!؟ 30 کیلو مگه شوخیه! چقدر باید تلاش کنم، نه شدنی نیست، من نمیتونم
اینجاست که من پای هدف گذاری رو وسط میکشم، نه توی لاغری توی هر مساله و تصمیمی که میخواید برای زندگیتون بگیرید و عملیش کنید جزئی نگر باشید. ببینید ما همیشه یک سری آرزو و رویا داریم گاهی این آرزوها انقدر بزرگه که برای خود ما هم میشه سنگ بزرگ علامت نزدنه
شما اگه یک آرزویی رو تو ذهنتون داشته باشید ممکنه عملی کردنش انقدر بزرگ به نظرتون بیاد که کلا بیخیالش بشید، برای جامع عمل پوشوندن به آرزوهامون اول باید خردشون کنیم و برای هر قسمتش هدف گذاری کنیم و دونه دونه به اهدافمون برسیم تا در نتیجه به یک دستاورد بزرگ برسیم
مثلا کسی که شاگرد آخر کلاسه و دوست داره رتبه یک کنکور بشه اگه مدام تو رویاش غرق بشه و به رتبه یک شدن فکر کنه به هیچ جا نمیرسه، باید برای رسیدن به موفقیت مسیرمون رو خرد کنیم و هدف گذاری کنیم و ریز ریز جلو بریم، حالا اگه این دانش آموز تصمیم بگیره به جای تمرکز رو نفر اول کنکور شدن فقط تمرکز کنه که نمره اش و از 9 به 13 برسونه و بعد وقتی خوب درس خوند و به نمره 13 رسید بگه حالا نوبت 16،بعدش ،بعدش 20، بعدش فوق برنامه، مطالعه بیشتر و حالا شاید بتونه نفر اول کنکور بشه یا حداقل یه رتبه خوب بیاره و دانشگاه سراسری قبول بشه، اینجاست که میبینیم کسی که شاید نمیتونسته دیپلم بگیره تونسته دانشگاه سراسری قبول بشه!
دقیقا تو مسیر کاهش وزنم همینه، اگه آدم قصه ما لم بده رو مبل و چیپس بخوره و تو رویاهاش فکر کنه اندامش شبیه جنیفر لوپز شده مسلما به آرزوش نمیرسه و انقدر رویاشو دور از انتظار میبینه که خودشم بیخیالش میشه و بسته بعدی چیپس و باز میکنه و .
اول از همه آرزوهاتون رو خرد کنید و هدف گذاری کنید و روی هدفاتون تمرکز کنید نه رویاتون
آدم قصه ما که 30 کیلو اضافه وزن داره اول از همه باید اضافه وزنش رو به 3 تا ده کیلو تقسیم کنه و با خودش بگه من به هیچی فکر نمیکنم جز کاهش 10 کیلو، زمین بیاد به آسمون من باید ده کیلو کم کنم
اونوقت دیگه با غول بزرگ 30 کیلویی روبرو نیست و صد در صد کاهش ده کیلو خیلی آسون تر و شدنی تر 30 کیلویه.
پس سعی کنید به جای رویاهاتون به اهدافتون بچسبید، مساله بعدی استمرار در رسیدن به هدف
استمرار در مسیر کاهش وزن شما رو به هدفتون میرسونه، احتمالا خیلی از توپولوها از این مساله غافل میشن و باعث میشن تمام تلاشهاشون همیشه نصفه نیمه بمونه و نتیجه نگیرن
بزارید قشنگ براتون بشکافم ماجرارو، یه آدمی با 30 کیلو اضافه وزن برای بار هزارم تصمیم میگیره لاغر بشه، شروع میکنه به رعایت یک رژیم و روزی یک ساعت ورزش، هفته اول میره رو ترازو میبینه 3 کیلو و دویست گرم لاغر شده به شدت امیدوار میشه و بشکن میزنه، هفته دوم همون برنامه رو ادامه میده میره رو ترازو میبینه 1 کیلو و سیصد گرم لاغر شده یکم میخوره تو ذوقش آخه انتطار داشته هفته دومم 3 کیلو و خورده ای کم کنه (زهی خیال باطل)، بازم نا امید نمیشه و میره تو کار هفته سوم و رژیم و ورزش. در آخر هفته سوم که خودش و وزن میکنه میبینه ای بابا فقط 500 گرم وزنش کم شده!!! به بدنش میگه تو هم مارو مسخره کردیا؛ یک هفته سرویس مدرسه شدم اونوقت 500 گرم کم کردی، این رژیم و ورزش و اگه یک هفته کدو تنبل میکرد موز میشد اونوقت تو 500 گرم اومدی پایین ! حالا اینحا یا انقدر نا امید و عصبی میشه آدم داستان تخیلی ما که میره درِ رژیم و ورزش و میزاره و شام یک پیتزا و یک سیب زمینی سرخ کرده و یک نوشابه خانواده سفارش میده و دهن بدنشو سرویس دانشگاه آزاد میکنه یا.
یا نا امید نمیشه و میگه حالا که تا اینجای مسیر سینه خیز اومدم جهنم الضرر بازم میرم جلو و هفته چهارمم رژیم و ورزش و ادامه میده تا به رکورد یک ماه برسم و برم برای جام جهانی.
القصه در پایان هفته چهارم به روی وزنه رفته و با وقار تمام و خالصیت جهان میبینه که ای دل غافل هیچی وزن کم نکرده! اونجاست که قاطی میکنه و به بدنش میگه حیف من که بهت اجازه دادم از دهانم به عنوان اتوبان همت استفاده کنی برو بمیر بی لیاقت، حقته که مسخره ات کنن، حقته که هیچ لباسی نتونی بپوشی؛ حقته که همش عرق کنی، عرق سوز بشی، نفس تنگی بگیری، پادرد و زانو درد و فشار خون نوش جونت، خودمو کشتم تو هفته گذشته اون وقت هیچی کم نکردی نمک نشناس!
حیف که بدن ما اون موقع نمیتونه صحبت کنه و جوابشو بده و زبون بسته هاج و واج نگاه ما میکنه و تو دلش میگه قورومساق چته! چشمتو بستی دهنتو وا کردی هرچی لیچار بلدی بارم میکنی!؟ بی سواد بی اصول یه ذره کمتر خوردی یکم ورزش کردی فکر کردی فترات کردی ؟! چشمای کورت رو وا کن ببین تو 30 روز 5 کیلو برات لاغر شدم؛ کلی نگر باش نادان!
اینجاست که پای کلی نگری پیش میاد، کاهش وزن روند پیچیده و نامنظمی داره و نمیشه خیلی پیش بینیش کرد با ادامه مسیر به نتیجه خواهید رسید ولی نباید توقع داشته باشید منظم وزن کم کنید و باید با توجه به میزان تلاشتون، مدت تلاشتون و نتیجه ای که میگیرید با یک دید کلی نگاه کنید
هدف های کوچیک و منطقی برای خودتون مشخض کنید، در راه رسیدن به اهدافتون استمرار و پشتکار به خرج بدید ، کلی نگر باشید و با تحلیل های درست و اصولی پیشرفتتون رو ارزیابی کنید.
با این فرمول نه تنها به وزن ایده آل بلکه به هر هدفی تو زندگی داشته باشید میرسید.
آرزوی غلط: من دوست دارم شب بخوابم و صبح که پا میشم هیکلم شبیه فلان بازیگر بشه
هدف منطقی: من میخوام این ماه 5 کیلو وزن کم کنم و در طول دو ماه و نیم آینده در مجموع 10 کیلو وزن کم کنم
تصور غلط: چون هفته اول خوب وزن کم کردم ولی هفته آخر هیچی وزن کم نکردم یعنی دیگه لاغر نمیشم و تلاش کردم و دیدم که نشد
نتیجه گیری درست: من تو ماه اول تونستم 5 کیلو در مجموع وزن کم کنم، میدونم که هرچی جلو برم میزان کاهش وزنم کمتر میشه ولی انقدر ادامه میدم تا به هدفم برسم
اینم از این.
سلام به همه دوستای گلم
ممنونم از این همه لطف و محبت شما
بچه ها سه نفر اول هدیه شون رو گرفتن و الان حدود یک هفته است برنامه گرفتن و عالی دارن وزن کم میکنن
دوستای گل دیگه هم برنامه گرفتن و عالی دارن پیش میرن
اگر میخواید نتایج کاهش وزن بچه ها رو ببینید و باهاشون همراه بشید و از کلی مطلب موثر در مورد کاهش وزن مطلع بشید به پیج سر بزنید و با ما همراه بشید
_laghar_sho_@
یا سرچ کنید " من این طوری لاغر میشم "
سلام دوستان عزیزم
حال و احوالتون چطوره؟ امیدوارم هرجا هستید خوب و خوش و سلامت باشید
دوستای گلم یه هدیه ویژه دارم برای عزیزانی که من و این همه سال داخل وبلاگ حمایت کردن و بهم محبت داشتن.
پیج اینستا راه اندازه شده و منتطر شما دوستای عزیزم هستم تا انرژی بهم بدید و هر چه قوی تر جلو بریم.
برای همراهی کردن من و بچه ها به پیج زیر برید و ما رو فالو کنید
_laghar_sho_@
یا میتونید در سرچ اینستا عبارت " من این طوری لاغر میشم " رو تایپ کنید و ما رو پیدا کنید
و اما هدیه ای که در نظر گرفتم برای سه نفر اولی که از بچه های وبلاگ در داخل اینستا درخواست برنامه خصوصی کنه و حتما بگه از بچه های وبلاگه
برنامه خصوصی شامل یک دوره تخصصی رژیم و ورزش به همراه پشتیبانی کامل تا پایان دوره هستش
دوره های که برای کاهش وزن در نظر گرفتم شامل 3 برنامه عمومی، نیمه خصوصی و خصوصی هستش، که دوره خصوصی از همه جامع تره و مهم ترین نکته اش اینه که پشتیبانی داره، در پشتیبانی دوره من هر روز به شما زنگ میزنم و این خیلی موثر خواهد بود که بدونید مربی همش شما رو کنترل میکنه و همین مساله باعث میشه هرچه مستعدتر و جدی تر از برنامه رژیمی و ورزشیتون پیروی کنید، در ضمن هر سوال و مشکل و درددل و غری هم که داشته باشید گوش میدم و راهنماییتون میکنم
نکته مهم تر از همه اینه که انقدر بهتون انرژی میدم و براتون سخنرانی انگیزشی میکنم که با انگیزه و روحیه بالا تو این راه قدم بردارید.
خب دیگه چی از این بهتر ! در حین این دوره تخصصی که یکماهه هستش به صورت تضمینی بین 8 تا 10 کیلو کاهش خواهید داشت، بدون هیچ قرص و شربت و چایی و
این هدیه فقط برای سه نفر اولی هستش که تو دایرکت اینستا پیام بدن و خواهشی که دارم اینه که حتما کسانی درخواست میدن از صمیم قلب دلشون بخواد لاغر بشن و بسیار این مساله براشون جدی باشه چون ما میخوایم با شما به نتیجه برسیم نه اینکه وسط راه ول کنید و کم بیارید.
قربون همتون
سلام و عرض ادب خدمت همه دوستای عزیزم
حال و احوالتون چطوره! خوبید خدا رو شکر؟
من که خیلی خوب و سرحالم و بسیار با انگیزه و شاد اومدم خدمتتون با کلی خبر دست اول
عید امسال برای من شروع دوران جدیدی در زندگی بود؛ ما به صرف عید دیدنی به یک مهمانی از طرف فامیل همسر دعوت شدیم و من اونجا با زن و شوهری آشنا شدم که دو سه سالی درگیر کاهش وزنشون بودن و نتونسته بودن موفق بشن، القصه اینا همش میگفتن باشگاه میریم؛ رژیمی غذا میخوریم اینکارو میکنیم اون کارو میکنیم ولی کو نتیجه! منم هی خودخوری میکردم که هیچی نگو و لطفا اظهار فضل نکن در حضور جمع و نمیخواد لایف استایلتو زورچپون به همه توضیح بدی، آرام باش مهسا.
ولی انقدر این صحبت ها ادامه پیدا کرد که دیگه ملای درونم نتونست آروم بگیره و ناگهان پرید بالای منبر! خلاصه ما شروع کردیم به سخنرانی و چه و چه. بعد از اینکه کلی در مورد کاهش وزن و اینکه اگه با برنامه و هدفمند باشه حتما نتیجه بخشه یک سخنرانی انگیزشی پرو پیمون انجام دادیم و از اونجایی که جو بسیار مارو گرفت پرده از اسرار خویش برداشته و گفتیم که عاقا ما خودمون هم روزگاری از اضافه وزن شدید رنج میکشیدیم و با چیزی حدود سی و چند کیلو کاهش وزن الان در خدمت شما هستیم! اونجا بود که تشتک خیلی ها پرید و اصلا باورشون نمیشد من قبلا خیلی چاق بودم و خدا رو شکر چند سالیه که پاکم
حکایت ما به اونجا رسید که این زوج توپولی از ما خواهش کردن براشون برنامه رژیمی و ورزشی تهیه و تدارک ببینیم و ما هم جان بر کف از اونها بیشتر مشتاق بودیم که این کوه تجربه مون رو در اختیارشون بزاریم، چند روز بعد به اتفاق همسری دوباره رفتیم منزلشون و وزن و سایزشون رو گرفتیم و چیزی حدود یک ساعت در مورد عادت های غذایی و زمان های خالیشون برای ورزش و تحرک بیشتر صحبت کردیم و براشون برنامه غذایی و ورزشی نوشتم و قرار شد یک ماه بعدش بهشون سر بزنم و تو این مدت هم تلفنی احوالاتشون رو در مورد برنامه جویا بشم، سرتون رو درد نیارم در این یک ماه خانوم تونست هفت کیلو و نیم و آقا سیزده کیلو از وزنش رو کم کنه که برای خودشون هم غیر قابل باور بود که انقدر عالی وزن و البته سایز کم کردن، تا الان که به طور مستمر با هم در ارتباط هستیم خانوم تونسته بیست و یک کیلو و آقا بیست و هفت کیلو وزن کم کردن و ما تبدیل به دوستان صمیمی و خانوادگی شدیم، بعد از این جریان دوست خانوم اینها رو میبینه و شگفت زده میشه و گیر میده که آدرس دکترتو به منم بده، خانوم هم قسم و آیه میخوره که دکتر نرفتیم و فلانی به ما کمک کرد و راهنماییمون کرد، خلاصه ما وظیفه مشاوره این دوست عزیز رو به عهده گرفتیم و اون هم تونست در چهل و پنج روز ده کیلو وزن کم کنه و از سایز 44 به سایز 40 رسید! خلاصه که آوازه ما پیچید و من رسما شدم مشاور کاهش وزن اقوام و دوستان و آشنایان همسر
راستشو بخواید این پروسه کاهش وزن برای این چند نفر همون اندازه که برای خودشون لذت بخش و زندگی بخش بود برای منم بود، یه جورایی منو از لاک تنهایی خودم بیرون کشید و شادی و انگیزه رو به زندگی من آورد، احساس مفید بودن و موثر بودن بهم دست داده و انقدر این حس برام خوشاینده که باعث شده بار دیگه نگاهی زیباتر و لطیف تر به زندگی و آینده داشته باشم.
انگار با هر یک کیلو کاهش وزن اونها یک کیلو از استرس ها و ددگی های منم ریخت و احساس کردم با سبک شدن جسم اونها روح منم هر بار سبک تر و آرام تر شد و این حس بهم دست داد که شاید راه و هدفم از ابتدا همین بوده و من الکی دارم خودم رو به اینور و اونور میکوبم.
مدت ها بود در بطن وجودم این اندازه با انگیزه نبودم و یکباره تمام لکه های سیاه و خاکستری ذهنم به سفیدی و پاکی تبدیل شد.
از اونجایی که من استاد حرکت های انتحاری هستم و به شدت معتقدم آدم یکبار زندگی میکنه و در این فرصت کوتاه جایی برای تردید و نگرانی وجود نداره به این فکر افتادم که از کارم بیام بیرون و تمام وقت تمرکزمو تو زمینه مشاوره کاهش وزن بزارم.
با صحبت هایی که کردم با همکارام و نزدیکانم که از اداره میخوام در بیام و در دنیای جدیدی پا بزارم که البته همه مخالف بودن و میگفتن کار اشتباهی هستش و تو این اوضاع اقتصادی همچین ریسکی نکن اما بعضی تصمیمات به دل آدم میوفته و لازمه که آدم به حرف دلش گوش بده
اینها همه یه طرف تا اینکه دیشب تماسی داشتم که تمام تردیدهای منو به یکباره از بین برد. زهرا دختر دوست مادرم هستش یک دختر 25 ساله که از بچگی چاق بوده؛ دیشب با من تماس گرفت و کلی حرف زد و میون صحبت هاش بغضش شکست، زهرا خانوم به تاریخ 31 مرداد مراسم خواستگاریشه، دقیقا یک ماه دیگه و دلش میخواد بار اول که پدر و مادر و خواهر آقا داماد میبیننش زیبا به نظر برسه.
خواستگار زهرا هم کلاسیشه که از بعد از تموم شدن درسشون میخواسته بیاد خواستگاری ولی زهرا هی مراسم رو عقب مینداخته تا لاغر بشه ولی هی سه چهار کیلو کم کرده و دوباره ول کرده و وزنش برگشته .
دیشب که با من تماس گرفت و احوالاتشو گفت و کلی با هم صحبت کردیم و ازم خواست تو این مسیر همراهش باشم من تا صبح خوابم نبرد، انگار این یه تیر خلاص بود برای من که بفهمم این واقعا همون چیزیه که من میخوام.
امروز صبح رفتم سرکار و با دو ساعت جلسه و جنجال و من بمیرم تو بمیری استعفا دادم و تسویه کردم و اومدم خونه تا فصل جدیدی از زندگیم رو شروع کنم، با اینکه اصلا اهل فضای مجازی نیستم تصمیم گرفتم یه پیچ اینستا بزنم و مشغول به فعالیت بشم (باشد که فضای مجازی مفید واقع شود).
ظهری که رسیدم خونه گفتم اول این مطلب رو با دوستان صمیمی و قدیمی خودم به اشتراک بزارم و امیدوارم شما مثل همیشه درکنارم باشید و ازم حمایت کنید تا با کمک هم همگی به وزن و زندگی ایده آلمون برسیم، اولین نفری که باهاش کاهش وزن رو در پیچ آغاز میکنم زهرا هستش، زهرا حدودا 100 کیلو و ما میخوایم با یک برنامه غذایی و ورزشی در مدت یکماه بهش کمک کنیم ده کیلو از وزنش رو کم کنه و همچنین کاهش سایز داشته باشه و برای روز خواستگاری که دقیقا ماه دیگه 31 مرداد هست آماده بشه. الان هم منتظرم تا بیاد خونه ما تا وزن و سایزش رو بگیریم و به امید خدا کاهش وزن رو شروع کنیم.
سعی میکنم در طی این چند روز پیج رو خیلی سریع پرو پیمون کنم و منتظر حمایت شما هم هستم
_laghar_sho_
یا سرچ کنید " من این طوری لاغر میشم "
قربون صفا و محبت همتون
بعضی از دوستان پرسیده بودن پیجی صفحه ای چیزی نداری!؟ باید بگم نه متاسفانه, راستشو بخواید یک بار یه گروه تلگرامی راه انداختیم که جواب نداد, حجم پرسشها زیاد بود و بعضا خیلی مطالب تکراری مورد سوال دوستان بود منم وقت کافی برای این کار نداشتم, ترجیحم اینه که از طریق وبلاگ با هم در ارتباط باشیم
دوستی در مورد تثبیت سوال کرده بود, من نمیدونم دقیقا چی مد نظرت بوده ولی در پست دوره تثبیت تقریبا جامع توضیح دادم حالا اگه سوال خاصی داری بپرسی جواب میدم.
دوستی پرسیده بود که بعد از ورزش خیلی گرسنه میشه و فقط با نون و برنج سیر میشه باید چه کار کنه؟ این سوالیه که ممکن هممون داشته باشه ولی خب جواب واحدی نداره و برای هر شخص بسته به عادت ها و ذائقه اش متغیر هستش؛ مثلا من نمیدونم شما چه مدت داری ورزش میکنی! چقدر تا الان کاهش وزن داشتی و
به طور کلی من خیلی زمان ها برای رفع گرسنگیم آب میخورم, یک یا دو لیوان آب بخورید ؛ یا خیلی وقتها برای فروکش کردن اشتها رو شکمم دراز میکشم و یه چرت نیم ساعته میزنم, یا به پشت میخوابم و یه چیز نسبتا سنگین میزارم رو شکم و معده ام و چشمامو میبندم تا یه کم آروم بگیرم
زمانی که موقع غذا خوردنم نیست ولی گرسنم میشه و معده ام ضعف میره تو یه لیوان کوچیک چند تا تیکه یخ میندازم و به اندازه یک استکان عرق کاسنی روش میریزم و کم کم مینوشم
من بعد از ورزش که خیلی گرسنم میشد یک دونه به (میوه به) رو مثل سیب برش میدادم و با یک لیوان بزرگ آب برای خودم سرو میکردم, میوه به خیلی به کاهش اشتها کمک میکنه
باید حواس خودتو پرت کنی و سعی کنی تا وقت وعده غذایی بعدیت نشده سمت خوراکی نری؛ در رابطه با اون نون و برنجی هم که گفتی یه پست میزارم در این مقال نمیگنجه
دوست دیگری پرسیده بود که عایا از اول رژیم پروتئین داشتم و این رژیمامو از کجام در آوردم و من هر رژیمی رو که بگید در مسیر کاهش وزنم امتحان کردم, ولی بعضی ها و کوتاه مدت و بعضی بلند مدت بوده, حالا میخوام اگه بشه شروع کنم تمام رژیمها رو با میزان اثرگذاری و سختی و راحتی و . به تفکیک داخل وبلاگ قرار بدم
من بیشتر رژیمهایی که گرفتم بسیار خودتجویز بوده ولی سعی میکنم این لیستی که از رژیم های موجود تنظیم و تهیه میکنم علمی تر باشه
همگی تو مسیر لاغری موفق باشید
خلاصه که زمان زیادی گذشته و زمانه ی بدی شده, دغدغه های گرونی و بیکاری و بی فرهنگی از همه طرف سایه انداختن رو زندگیهامون و اون یه ذره طعم ملس ته مونده رو هم تلخ و نابود کردن.
در کنار تمام این احوالات بد بیرون؛ اشخاصی که اضافه وزن هم دارن باید از داخل هم ضربه بخورن و آزار ببینن. در کنار اپلیکیشن های بی سرو تهی که قرار بوده آدمها رو بهم نزدیک کنه و داره دقیقا در جهت مع عمل میکنه, شاهد یه جور وگرافی همه گیر هم شدیم که افراد و ترغیب به و عور شدن میکنه و نمایش خصوصی ترین لحظات زندگی برای گروهی به هر دلیل عادت شده و برای بقیه تماشا و پیگیری این افراد تبدیل به یک سرگرمی.
من سی ساله ای که خیلی بیشتر از سن کمم سرد و گرم روزگار رو کشیدم از این فضاها گریزان و بیزارم ولی چه بخوایم چه نخوایم تاثیرات بد و منفی این اپلیکیشن ها (تاکیدم بیشتر رو اینستاگرام) رو زندگیمون سنگینی میکنه.
از کلمات قلنبه و سلنبه که بگذرم میخوام بگم این اپلیکیشن ها و گروه ها گند زده به زندگی هامون, به سادگی هامون و برای اشخاصی مثل من که از این حال و هواها متنفره نفس کشیدن سخته.
نصف دختر و پسرها مدل شدن و باقی بانو الکسیس, ارزش کتاب خوندن و فیلم دیدن و فکر کردن رفته تو توالت جا خوش کرده و همه میخوام به نمایش بزارن چی میخورن؛ چقدر پارتی میرن؛ چی میپوشن و چقدر لاکچری هستن و بدتر از همه ی اینا یه سری هستن که میخوام به هر زار و زرمه ای شده نشون بدن سینه دارن (وای آخه هیچ کس نداره جز شما)! باسن دارن ( گلاب به روتون آخه ما از نافمون ایرینیم)، پا دارن؛ دست دارن, خالکوبی دارن و بلا بلا بلا بلا
زندگی تو همچین فضایی برای من مثل نفس کشیدن تو قبر شده. حالا این صحبت ها چه ربطی به ما داره و هدف ما و وبلاگ ما و لاغری!
مثلا شخصی زیبایی معمولی با اندامی چاق داره یه چرخ تو اینستاگرام بزنه حالش بدجوری گرفته میشه میبینه وااااای همه خوشگلن؛ خوشتیپن؛ خوش هیکلن و خودشو بکشه هم مثل اونا نمیشه!
حالا فرض کنید با یه روحیه داغون مشغول ادامه کار خونه اش میشه تا شوهرش بیاد, برای ورود شوی یه نیمچه آرایشی میکنه و لباس مرتب میپوشه ولی همسرش وقتی وارد خونه میشه اصلا نگاهش هم نمیکنه, یه نوشیدنی میبره برای شوشو که درازیده رو مبل و داره تو اینستا میچرخه! قدیما این کلیپها و بولوتوس هایی که بود همه خارجی بود و میگفتیم اونا خارجی عن
الان ماشالا تا دلت بخواد وطنی, دختره از حموم در میاد میشینه رو مبل لایو میزاره و سیب و گلابیشو میکنه تو دهن ملت!
بی ربط 1 ( یادم میاد در گذشته ای نه چندان دور تو یه خوابگاه دانشجویی چند تا دختر ساده و معصوم با بلوز و شلوار تو اتاق خوابگاه رقصیده بودن و با بی کیفیت ترین حالت با دوربین یه گوشی داغون یکیشون فیلم گرفته بود و این فیلم نمیدونم چطوری ولی پخش شد و سه تا از اون دخترها که لباساشون پوشیده بود و کار بدی هم نمیکردن و صورت هاشونم به درستی مشخص نبود حتی از خجالت خانواده هاشون خودکشی کردن)
بعد تو اینستا دیدم دختره از ش با دوزپسرش لایو گذاشته یه دفعه یاد این دخترها افتادم! گوشی از دستم افتاد و حدود یک ساعت بی وقفه اشکام بند نیومد به یاد مظلومیت و معصومیت این دخترها.
انسان به صورت انفرادی زندگی نمیکنه, تصمیم نمیگیره و قضاوت نمیکنه, احوالت و آدمها دور و بر ما تاثیر زیادی بر تصمیمات و مقیاس های ما برای سنجش خودمون و زندگیمون دارن و این اوضاع قمر در عقرب دوران ما مسلما لطمات زیادی به روح و روان ما میزنه و شرط اول برای کاهش وزن و تصمیم برای یک زندگی بهتر ابتدا بر دوش درک و روان ماست. حالا وقتی انقدر از جامعه روی ما خانومها فشار هستش و هر ثانیه درگیر مقایسه و قضاوت دیگران و نفس خودمون هستیم چطور میتونیم متمرکز بشیم و به اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خودمون در زمینه کاهش وزن برسیم!؟
نکته 1: برای اینکه کمترین آسیب و از این شرایط و مقایسه ی خودمون با دیگران بخوریم در وهله اول باید دست از مقایسه خودتون با دیگران بکشید؛ هرگز خودت رو با کسی مقایسه نکن جز با خودت؛
بهترین خودت باش و بهترین رو از وجود خودت بخواه, به اطرافت بی توجه باش و حسرت نداشته هاتو نخور از داشته هات استفاده کن و قسمت های مختلف وجود و شخصیت و فیزیک خودت رو ارتقا بده
بی ربط 2: به جرات میتونم بگم حداقل 75 درصد زیبایی و اندام و . که از افراد در فضاهای مجازی میبینیم فیک هستش و از صد تا فیلتر نرم افزار و فتوشاپ و ادیتور رد شده و گاها این افراد بسیار عادی هستند و هیچ برتری زیبایی شناسی نسبت به بقیه ندارن, پس غصه الکی نخورید و هرگز باطن زندگی خودتون رو با ظاهر زندگی بقیه مقایسه نکنید چون کاملا اشتباهه؛ درسته که دغدغه ی عشق همواره در زندگی هر فردی اولین یا حداقل دومین دغدغه است و ما همواره سعی میکنیم زیبا و مورد پسند باشیم تا بهمون عشق بورزن ولی حرص خوردن و گریه کردن و افسرده شدن هیچ کمکی به ارتقا شما نمیکنه و همه امیدها و انگیزه هاتون رو برای گذروندن زندگی از بین میبره, پس به جای تمام افسوس هاتون تلاش کنید, خدا از روح خودش در ما دمیده و هر کدوم از ما ذره ای از وجود خدا رو در خودمون داریم؛ حالا فکر کنید خدای درون خودمون رو بی ارزش ببینیم و هی افسوس خدای درون دیگران رو بخوریم ! این بزرگترین حماقت زندگی میتونه باشه.
اضافه وزن تمام انرژی آدم رو میگیره؛ مثل یه اندوه سایه میندازه رو شادترین لحظات زندگی و نمیزاره چیزی برای آدم در حد کمال اتفاق بیوفته این یه واقعیته ولی حقیقت اینه که ما قدرتمند تر از اونی هستیم که خیال میکنیم, قفل های ذهنی خودتون رو بشکنید و به همه ی نمیشه ها و نمیتونم ها نه بگید و جنگنده باشید.
از میون هزاران راه موجود برای داشتن یک اندام ایده آل یکی رو انتخاب کنید و در کنار تمام دغدغه ها و شلوغی های زندگیتون بهش بچسبید و تا به نتیجه نرسیدید ازش دست نکشید.
خودتون رو از جمع بلاتکلیف اطراف بیرون بکشید و برای خودتون زندگی کنید, غذای سالم بخورید؛ ورزش کنید؛ برقصید, بخندید؛ آسون بگیرید، کتاب بخونید, فیلم ببینید, موسیقی خوب گوش بدید؛ سبک زندگی خودتون رو بسازید, از تجربیات گذشتتون درس بگیرید, افکار منفی رو دور بریزید؛ برای زندگیتون برنامه داشته باشید, آروم باشید, بر خودتون مسلط بشید.
نکته 2: من به هیچ عنوان آدم کامل و بی مشکلی نیستم و این حرفهام اصلا و ابدا جنبه نصیحت نداره انگار برای خودم دارم میگم و یادآوری میکنم برای درون خودم
نکته 3: سعی میکنم اینجا فیلم خوب؛ موسیقی خوب و کتاب خوب معرفی کنم و از شما هم میخوایم اینکارو بکنید
نکته 4: برای دوستانی که سالهاست من و میشناسن و دنبالم میکنن میگم که 6 ماهه ازدواج کردم و با مردی ساده و مهربون زندگی خوبی دارم
نکته 5: نوشتن برای انسجام فکر و تصمیمات شما خیلی جواب میده, یه دفتر بردارید و همه چی رو توش بنویسید, دردهاتون رو, شادی هاتون رو, برنامه هاتون رو , احساساتتون رو, این کمک میکنه بهتر خودتون رو بشناسید و هدف دار بشید و همچنین سبک بشید.
نکته 6: از رویاهاتون دست نکشید.
درباره این سایت